تبليغاتX
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن...از ادمايي که ميخوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن...از اونايي که زير بارون برات ميميرن اما وقتي آفتاب شد همه چيز از يادشون ميره... z14

z14

z14

تازه ترین کار مجید خراطها ( سلطان غم موسیقی پاپ ایران ) به نام با کی صحبت می کنی

مجید خراطها

مجید خراطها

دانلود   ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 20:50 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

در هنگام جدایی اونیکه کمتر عاشقه بهتر حرف میزنه

کسی را که تو دوستش داری همه حقی بر تو دارد

حتی حق دارد تو را دوست نداشته باشد
 

 

   ادامه مطلب رو بخون  

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:1 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

وای به حال من    آخرم منو تنها گذاشت و رفت

...VAY BE HAL MAN AKHARAM MANO TANHA

موقع رفتن يه كم دلهوره داشت نه به خاطر جدايی

...moghe raftan ye kam dlhore dasht na be khatere

....................................

این مطلب چون به نظر خودم زیبا بود گذاشتم

توی ادامه مطلب و هیچ منظور دیگه ای نداشتم

ادامه مطلب را حتما بخونید


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:33 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

ياد ايام كه در گلشن صفايی داشتيم

در ميان لاله و گل آشيانی داشتيم

گرد آن شمع طرب مي سوختيم پروانه وار

پای آن شمع روان اشك روانی داشتيم

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:4 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

همون كه فكر نميكرديم نموندش       ديدی رفتو دل ما رو سوزندش

 خيلی وقته اينجا پرسه ميزنم         جای رد پاتو من نستيو بوسه ميزنم

                          اگه حتی تو جوابمو ندی   من بازم با عكس تو حرف ميزنم

  تسليت قلب صبورم     ديگه اون دوست نداره 

سهم اون يه عشق تازه         سهم تو طناب داره

پس تو اشكاتو نگه دار     غم تو يكی دوتا نيست

                            پا نذار روی غرورت    جاي اون به زير پا نيست


 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:55 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

   سلام به همه دوستان گلم امیدوارم حال همتون خوب باشه   

   اره منم (z14 ) اومدم هم حالتون رو بپرسم هم به بعضیها   

   بگم که من سر به بیابون نذاشتم که دسترسی به نت نداشته   

   باشم من گفتم شش هفت ماهی نیستم....  منظورم این بود  

   که شهر خودمون نیستم .........................................  

    این ناشناس که خیلی ناراحت شده بود که من زودتر از موقعی  

   که گفته بودم اومدم  نمیدونم همه اینقدر از اومدن من ناراحت   

     هستن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 20:8 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 21:23 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگه برات

اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگه برات

           

اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگه برات

اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگه برات

               

اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگه برات

اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگه برات

نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 20:53 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

رفتم

سلام به همه دوستانی که به من سر می زدند و احوال  میگرفتند 

امیدوارم حال همتون خوب باشه و هیچ مشکلی نداشته باشید

اومدم خداحافظی کنم  نننننننننننننننننننننننننننه خوشحال نشو

واسه یه مدت نیستم چون از یزد دارم میرم بیرون تا شش ۷ ماهی نیستم

میدونید کجا میرم نننننننننننننننننننننننننه نمیگم چون میخوام واسه یه

مدت گم باشم  چیه خوشحال شدی میدونستم خوشحال میشید که .....

خوشحالید که واسه یه مدت دیگه اذیتتون نمیکنم نه  پس تانیستم

خوش بگذرونید  چون  Z14 رفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

ولی نظرتون رو میخونم انتقاد یا پیشنهاد ..........

راسی یادم رفت بگم اصلا هم نمیخوام دعام کنید چون.......

Z14خداحافظZ14

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 1:13 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

تا حالا فکر کردی که با د می شه چه کلمه هایی رو درست کرد ؟

با د می شه گفت دوست دارم

با د می شه گفت تو خیلی دوست داشتنی هستی

با د می شه گفت  دوست خیلی خوبی هستی

با د می شه درد دل کرد

با د می شه دنیارو عوض کرد

از نظر تو دیگه با د می شه چه کارایی کرد؟؟؟؟

(نظر یا دتون  نر ه)    

بريدم از زمين واز زمانه            
            رسيدش جان من بر لب
زخانه
يكی اين گفت يكی ان گفت زهر
چيز                
               بكن اين  كارنكن ان كاردگر چيست
؟
بريدم از حياتم ای
خدايا                    
                            صبوری ده تو بر من
بارالهی
رسيدم بر جنون زين وضع
خانه               
                             شدم فردی كه از خانه
فراريست
بريدم از نصايح
بارالهی                    
                               شدم ديوانه و جانی خداياااااا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 1:14 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت: غم و تنهایی


کارت پستال

این زمین چقدر میخواد بچرخه و تکرار بشه . از این همه تکرار خسته ام خدایا.
 
به زمینت بگو از اونجایی که گذشته دیگه نگذره !!!
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:33 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

 

این شعرم تقدیم میکنم به کسی که دوسش داشتم . دارم و خواهم داشت

 

امیدوارم زندگی خوب وخوشی داشته باشه

 

از غم رفتنت ديگه پاره شده بند دلم           خونه نو يار جديد مباركت باشه گلم

         چه بی خبر جشن تو شد نگفتی كه منم بيام

        باشه  ولی من از خدا خوشبختيتو فقط ميخوام                              

    غم منو نخور ديگه قسمتو بازيچه هاش

  اگه هنوز دوسم داری ديگه به فكر من نباش

 

 تو دفتر خاطره هام هنوزم اسم تو تكه         تور سفيد رو شونه هات مباركه  مباركه 

ميخوام تو رو دعا كنم سنگام با تو وا كنم       برای آخرين دفعه تو چشم تو نگاه كنم  

       دلم ميخواد تو روزگار  تو خوشی ها پر بزنی      تو ناز و نعمت بمونی تا زير غصه نشكنی         

الهی دروازه عشق به روت هميشه وا باشه

به خاك و سنگ دست بزنی الهی كه طلا بشه

      

سفر سلامت گلكم  دست خدا سپردمت  

  

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 20:16 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

 

امیدوارم آسمون دلتون مثل من ابری و بارونی نباشه

 

مر اینگونه باور کن

کمی تنها

کمی خسته

کمی از یادها رفته

خدا هم ترک ما کرده

خدا دیگر کجا رفته؟؟؟

اینم آدرس وبلاگ جدیدم  امیدوارم خوشتون بیاد

 

www.z14-forever.blogfa.com

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 16:7 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

درباره نویسنده : یه زخم خورده یه دل شکسته یه مجنون که دیگه حال نفس

کشیدنم نداره

دنبال بهونم که ببینم چی میگی پس نظر بده لطفا چون خیلی حرفتو قبول دارم خیلی

حرف دلم : کاش هرگز به اين دنيا نيامده بودم . و حال که آمده ام کاش زودتر مرگم

فرا رسد . آخر چگونه ميتوان در اين دنيا زندگی کرد ؟ دنيايی که در آن آدم ها روزی

چندين بار عاشق می شوند . دنيايی که در آن عشق را تنها در ويترين کتابفروشی ها

ميتوان يافت . دنيايی که در آن محبت و صداقت مرده و جای آنها را بی وفايی و

دروغ گرفته . دنيايی که در آن دروغ عادت ٬ بی وفايی قانون ٬ و دل شکستن سنت است

 دنيايی که در آن عشق را بايد به بها خريد ! دنيا رو نگه دارين ميخوام پياده شم

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 15:26 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

 کاش حرفهای دلم را به تو نگفته بودم تا امروز با خود بگویم: 

        آخه اون که میدونست دوسش دارم!!!

 

عشق

چقدر بده حس کني عزيزترين کست داره بهت خيانت ميکنه اما نتوني چيزي بگي تا عشقو دوست داشتنتو نبرن زير سوال...


 

چقد دوست داشتم عشق منم مثل همه آدما بود


 

کاش هيچ وقت عاشق نميشدم تا يه همچين روزي رو نميديدم


 

عشق؟؟؟


 

چرا همه ميخوان عاشق بشن؟؟؟


 

يعني چيزي که من دارم عشقه ؟


 

پس چرا اين شکليه ؟


 

هميشه دوست داشتم عاشق بشم  اما نــــــــــــــــه ديگه اينو نميخوام


 

من ميخوام همه عاشقم بشن


 

خسته شدم


 

از اين زندگي نکبت بار پر از درد خسته شدم


 

منم آدمم چرا کسي اينو نميفهمه؟؟


 

شايد بگيد قشنگي عشق به درد و رنجشه


کاش يکيتون جاي من بود


 

درد و رنج عشق قابل تحمله اما واسه وقتي که تو رو بخوان نه اينکه......

.........ادامه مطلب.......

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 14:2 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

رنگین کمان

 
 
روزی که عاشق شد تمام دنیا برایش طلایی بود.وقتی که با تمام سختیها ومشکلاتی که داشت تونست یه جوری مخارج سنگین عروسی روجور کند دنیا برایش نقره ای شده بود.
بچه ی اول که بدنیا امد دنیایش به رنگ نارنجی درامد.با بچه ی دوم دنیایش به رنگ ابی در امد درست هم رنگ چشمهای دختر کوچکش.
با ورود بچه ها به دانشگاه دنیا برایش بنفش شده بود.ازدواج بچه ها به زندگی او رنگ کبود زد و لحظه های خستگی و بیری رو در کنار همسرش به رنگ خاکستری ارامی میدید.
وقتی همسرش مرد دنیا برایش سیاه شده بود .
دیگه تمام رنگها رو دیده بود ونمی خواست بدون همسرش زندگی کند........

اما وقتی اولین نوه اش بدنیا امد دنیایش دوباره طلایی شد .نوه اش درست شبیه به همسرش یود.

..........ادامه مطلب.........
 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 17:49 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

وباز هم ...


 
وقتي تنهاييم دنبال يک دوست ميگرديم
وقتي بيداش کرديم دنبال عيباش ميگرديم
وقتي از دستش داديم دنبال خاطرهاش ميگرديم
وباز هم تنهاييم.......

.........ادامه مطلب........ 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 17:39 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم


.........ادامه مطلب........


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:56 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

هر کسی اومد سنگی به دلم زد و رفت...

با محبتش آشنام کرد و رفت...

با تمام عشقش عاشقم کرد و رفت...

با تمام احساسش رفیقم کرد و رفت...

یک روزی هم با کوله بار غمش تنهام٬

گذاشت و رفت...

حالا من موندم و با خاطرات رفتنش...

......ادامه مطلب......


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 3:9 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

دوستت دارم

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم:

.......ادامه مطلب را بخوانید.......

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 2:34 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

عشق يعني...

زوج جواني سوار بر موتور عاشقانه در دل شب مي‌راندند.

آنها يكديگر را خيلي دوست داشتند.

زن جوان: آروم‌تر برو.

مرد جوان: نه. اين‌طوري بهتره.

زن جوان: خواهش مي‌كنم آروم‌تر برو.

مرد جوان: باشه، ولي به شرطي كه بگي دوستم داري.

زن جوان: دوستت دارم؛ حالا آروم برو.

مرد جوان: اين كلاه كاسكت رو از سرم بردار و بذار رو سرت.

آخه نمي‌تونم خوب برونم، اذيتم مي‌كنه...

فرداي آن روز حادثه‌اي در روزنامه‌ها ثبت شد:

برخورد موتورسيكلت با ساختمان حادثه آفريد.

در اين سانحه كه به دليل بريدن ترمز موتورسيكلت رخ داد،

يكي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت.

مرد جوان از بريده شدن ترمز آگاهي يافته بود.

پس بدون اين كه زن جوان را مطلع كند،

با ترفندي كلاه كاسكت را بر سر او گذاشت!

و خواست تا آخرين بار، «دوستت دارم» را از زبان او بشنود

و خودش رفت تا او زنده بماند...

!!!!!!!!!!!!!

....ادامه مطلب....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:57 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

 

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار

می کنی

امروز با شاخه گلی کوچک شادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم

می ریزی

امروز با تبسمی شادم کن

به جای متن های تسلیت که فردا برایم

می نویسی

امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا...

....ادامه مطلب....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:7 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

z14z14

وقتی تو رو یادم می یاد می میرم و زنده می شم

خوب می دونی که بعد از تو عاشق هیچ کس نمی شم

بعضی شبها یادم می یاد یه روز بودی کنار من

حالا تو رفتی و شکست این دل بی قرار من

حالا تو رفتی منم چشم انتظارت می مونم

تا عمر دارم برای تو شعرهای غمگین می خونم

بعضی شبها ستاره ها بهم می گن میاد یه روز

دل سیاه و بی کسم٬ تا اون بیاد به پاش بسوز

وقتی روزا دلم می گه هنوز منو دوستم داری

چشم های خیسم٬ تا ابد باید از دوریش بسوزی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 13:58 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما

لطفا برای خواندن بقیه این متن به  ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 22:12 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»

 

لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد
 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 21:51 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:21 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

قلبمو دست کم نگیر           میتونم عاشقت باشم             از کنار دلتنگی هات

اینقده ساده رد نشو

.......ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:59 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

با رفتنم حسرت تو           باقی میمونه همیشه         آخه خودم خوب میدونم

           هیشکی واسم تو نمیشه            

.......ادامه مطلب.......


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:31 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

مردی که دلش شده پاییز پر درد                توی دنیای  پر نیرنگ و نامرد

  تو که نبودی زندگیش فنا بود           رهاش نکن تو ظلمت و برگرد

برگرد عاشقونه برگرد

คลิ๊กเพื่อดูขนาดภาพเต็ม

     میخوام این حرف آخرم باورت شه          

تویی تموم   هستی و دارو ندارم

.......ادامه مطلب....... 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:40 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

دلم میخواد فراموش کنم

ولی همه چیز را غیر از فراموشی از یاد برده ام

دلم میخواد بمیرم ولی مرگ هم مرا از یاد برده

....ادامه مطلب....


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:24 توسط z14| |

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!
!